نسیم خوش روزهای زندگی

سایت شخصی
آخرین مطالب

۱۹ مطلب با موضوع «ادبیات :: یاد داشت های روزانه» ثبت شده است

بخشیدن دیگران
 به این معنی نیست که رفتارشان « درست » بوده، بلکه
بخشیدن دیگران به این معناست که ما قصد داریم مسیر رشد و بهبود خودمان را ادامه دهیم و متوقف نشویم.
بخشیدن دیگران تشخیص بار مسئولیت است.
بخشیدن دیگران شکل دادن زندگی مان بر اساس شرایط خودمان است، بدون اینکه مسئولیت غیر ضروری را بر عهده بگیریم.

چند روز قبل با پسرم رفته بودیم داخل شهر، در هنگام برگشت می خواستیم از بازار محله خرید کنیم. وقتی رسیدیم زیر سایه درختی در کنار خیابان خالی بود. علی ماشین را به آنجا هدایت کرد. وقتی ایستادیم، ماشین ال نودی پشت سرمان ایستاده بود و بوق می زد. اول فکر کردم با دیگران کار دارد. رسم غلط جامعه ما که حاضر نیستیم از ماشین پیاده شویم و با ایجاد آلودگی صوتی غیر ضروری باعث سلب آسایش دیگران می شویم. تعداد بوق هایش که زیاد شد گفتم شاید با ما باشد. از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت راننده.
گفتم بفرمایید: گفت: ماشین تان را بردارید. من خانه ام اینجاست و می خواهم ماشینم را پارک کنم. کمی نگاهش کردم. ادامه داد، شما می  خواهید خرید کنید و بروید.
گفتم مگه قانونه؟
با پرخاش گفت: قانون چیه ؟ اینجا جلوی خانه من است.
یکبار دیگر نگاهش کردم. انتظار داشتم بفهمد.
دیدم نگاهش و شهوت خشمش نشان می دهد که احمق تر از آن است که این موضوع را درک کند.
بخشیدمش. به علی گفتم ماشین را جابجا کند. بعد بهش گفتم خیابان متعلق به همه است نه به شما. دیدم باز حرف خودش را می زند و تکرار می کند.
با خودم گفتم برخی ها خانه که می خرند انگار خیابان و جدول و سایه درختان حاشیه خیابان هم می خرند. دیگر نه نگاهش کردم نه حرفی زدم. سه نکته را با خودم مرور کردم.
یکی اینکه تا وقتی آدم های احمقی مثل این  آدم در جامعه باشند شعله نزاع های خیابانی همیشه فروزان خواهد بود.
دوم اینکه در مواجه با آدم های احمق بهترین کار کنترل خشم و بخشیدن آنهاست چون سلامت روانی و جسمانی ما مهم تر از همه چیز است.
و سوم اینکه در کشور امارات عربی متحده یک قانونی تصویب کرده بودند برای آدم هایی که نیاز داشتند حاشیه خیابان خانه خودشان را به عنوان پارکینگ اختصاصی داشته باشند. این جور آدم ها باید سالیانه حدود یک میلیون تومان به شهرداری پول پرداخت می کردند و شماره مجوز پارکینگ اختصاصی می گرفتند. هم سایر مردم می دانستند که نباید در حاشیه منزل این گونه افراد پارک کنن و هم این آدم ها هزینه خواسته های اضافه بر سازمانشان را به شهرداری و مردم پرداخت می کردند.

#امیربرات_نیا
#ترجمه_امیر
۱۹خرداد۱۳۹۷
@AmirBaratnia
@tarjomehamir
T.me/NasimeKhRZ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 09 June 18 ، 10:13
امیر برات نیا

فکر نکن... عمل کن

عبدالمطلب برات نیا

کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی
در گشت و گذار های مطالعاتی روزانه ام اولین بار بود که این جمله را دیدم:

The reason people have problem is that they have too much time to think.

Dr. Richard Bandler

«دلیلی که مردم مشکلات زیادی دارند این است که آنها زمان زیادی برای فکر کردن دارند.»

 

کمی به این جمله بیاندیشید، اگر ما فرصت کمی برای فکر کردن داشته باشیم آیا مشکلات ما باقی خواهند ماند؟

مسلم است که آدم وقتی فرصت کمی برای حل مشکلاتش داشته باشد، در حقیقت فرصت های زیادی برای فکر کردن نخواهد داشت. زیرا یا ما قادر به حل مشکلات هستیم که در این صورت بهتر است وارد مرحله عمل شویم و آنرا حل کنیم، یا قادر نیستیم آنرا حل کنیم، که در این صورت سعی کنیم مشکل را دور بزنیم و راه جدیدی برای ادامه زندگی برگزنیم.

دلایلی زیادی هم در این مورد می تواند دخیل باشد که یکی از مهم ترین آنها ناتوانی ما در حل مساله یا کمبود منابع مالی و غیره است.  در این گونه مواقع بهترین کار این است که از خیر حل مشکل بگذریم و مسیر زندگی را ادامه دهیم و سعی کنیم خودمان را در موقعیت جدید قرار دهیم تا با مشکلات کم تری دچار شویم.

خلاصه این که:

«مشکلات را در فرصت و زمان کم حل کنیم، زیاد فکر کردن مشکلات ما را زیادتر خواهد کرد».

#امیربرات_نیا

۱۹اردیبهشت ۱۳۹۷

@AmirBaratnia

T.me/NasimeKhRZ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 09 May 18 ، 08:44
امیر برات نیا

 ناز بانو جان
دوست دارم بنشینم روی طاقچه پنجره اتاقت
تو را
صدایت را
تصویرت را
بوی عطر گل های پیرهنت را
نفس گرم دست هایت را
و
سکوت نهفته در نگاهت را
و
جام شراب لب هایت را
لحظه ای زندگی کم.!!!
#امیربرات_نیا
۱۸اردیبهشت۱۳۹۷

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 08 May 18 ، 12:57
امیر برات نیا

چند توصیه ساده برای کسانی که زندگی و عشق شان را دوست دارند.

 

زندگی جریان پویایی است که همیشه مثل رودخانه ی جوان در تلاطم است. در این جریان  پویا، پر انرژی و فعال برای اینکه  به آنچه که دلمان می خواهد برسیم باید بر روی اهداف مان تمرکز کنیم.

 

مهم ترین نکته جهت رسیدن به مقصد این است که روی بسیاری از خواسته های ریز و درشت خودمان باید پا بگذاریم. چون هدف مهم است.

 

هیچ چیزی در زندگی ساده بدست نمی آید، بدست آوردن هر چیزی هزینه خاص خود را دارد و باید هزینه آنرا پرداخت.

 

در زندگی خانوادگی یک اصل مهم دیگر وجود دارد که باید مدنظر قرار داد و آن این است:« اصل مدارا ». 

 

در زندگی اگر متوجه شدید همسرتان آدم خاصی است بهترین کار این است که این خاص بودن را کشف کنید، جنبه های آنرا بشناسید.

اگر همسرتان عشق به کاری یا چیزی دارد بهتر است بجای مخالفت کردن، این عشق را درک کنید. اگر درک کردید دیگر در مقابل همسرتان قرار نمی گیرید بلکه سعی می کنید در کنار او و همراه با او باشید، حتی اگر موضوع مورد علاقه شما نباشد می توانید با همراهی به او نشان دهید که همه چیز او برایتان مهم است. در کنار او باشید و مشوق  همدیگر. در کارهایش او را تشویق کنید. به جنبه های احساسی و روحی او توجه نشان دهید.

 

یک نکته دیگر که لازم است بدان توجه کنید این است:

 « هرگز برای هیچ کاری به دیگری اصرار نکنید». واضح است که وقتی چنین کاری را بکنید باید از خیلی چیزها چشم پوشید. وقتی چشم پوشی از خواسته های خود را به خاطر شریک زندگیتان و بخاطر کسی که دوستش دارید را یاد گرفتید آنگاه عشق در وجودتان رشد می کند. اگر اصرار کنید طرف مقابل شما می ماند، نمی رود، هیچ کاری را نمی تواند انجام دهد. این به شرطی است که همسرتان دارای آرزوها و اهداف بلند، منطقی، دست یافتنی و قابل قبول باشد.

 

اصرار کردن یعنی برای خواسته های خودتان آرزوها و اهداف زیبای همسرتان را به باد دادن، تباه کردن، نابودی روح و جسم او.

 

برنامه زندگیتان را به گونه ای تنظیم و مدیریت نمایید که همسرتان بتواند به همه ی دغدغه هارو مشغله هایش برسد.

 

زندگی تان را منظم کنید تا به ساعت تبدیل شود. همه بزرگان به این مهم دست یافته اند. تا در زندگی به نظم قابل قبول دست پیدا نکنید امکان مدیریت خود، خانواده و زندگی تان، به شکل دلخواه وجود ندارد.

#امیربرات_نیا

۱۷اردیبهشت۱۳۹۷

@AmirBaratnia

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 07 May 18 ، 13:04
امیر برات نیا

عزیزم؛
نازنینا، به خودت شهامت داشتن رویا را بده.
اگر توانایی نداشته باشی که رویاهایی ماجراجویانه ات را به حقیقت تبدیل کنی، ذهنت نخواهد توانست این رویاها را زنده کند و آنها را در رتبه اول امور مهم زندگیت قرار دهد.
هیچ محدودیتی برای اینکه رویاهایت  به واقعیت تبدیل شوند وجود ندارد، جز محدودیتی که خودت برای ذهنت در نظر می گیری و آنرا بر ذهنت تحمیل می کنی.
اینرا نوشتم که تو بدانی تو رویای من بودی و هستی. زندگی در کناررویاهای خودمان شیرین ترین زندگی است.
برای خودت زیباترین، و خوش آیندترین رویاها را داشته باش و برای رسیدن به آنها آهسته و پیوسته گام بردار.
زندگی امروزمان حقیقت رویای دیروزمان هست.
#امیربرات_نیا
۸اردیبهشت۱۳۹۷

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 28 April 18 ، 11:39
امیر برات نیا

عشق داشت راه خویش می رفت
و من مسافر جاده عشق بودم
به درستی راه هیچ توجهی نمی کردم
مقصد عشق بود
لذت عشق بود
پاکی عشق بود
زیبایی عشق بود
آفرینش عشق بود
ناگاه در آن دورترها معبد عشق نمایان شد
دیدم نه تنها فاصله ی زیادی بین من و معبد است
که دیدم
راهی که من می روم
بن بست عاشقی است
و معشوق دلش به دیگر سوی است و
نگاهش نگران جایی دیگر
پرده نادیده گرفتن و جنون عاشقی را
لحظه ای کنار زدم
آفتاب صداقت غروب کرد
و من مسافر معبد عشق
در تاریکی به سوی نور راهم را تغییر دادم
 

امیر برات نیا
19 اسفند 96

 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 March 18 ، 11:10
امیر برات نیا

ناز بانوی من

دکان عاشقی دارد.

من مشتری چندین ساله او هستم.

دکانش همیشه پر است از

سلام

سلام های گرم

سلام های بیاد ماندنی

سلام هایی که هر دانه سینش

پر است از سکه وجود عشق

و لام هایش پر است از لاله و سنبل

دکان عاشقی ناز بانو

صبح ها دعایش روز خوش است

و شب هایش آرامش و عشق

ناز بانو ورد کلامش

عشق و برکت است

روزها مرا را با شربت محبت پذیرایی می کند

میان وعده هایش پر است از غزل ناب عاشقی

با او که هم نشین باشی

آرامش را با جان و دل حس می کنی

ناز بانو جان

داریم کم کمک به روز ی می رسیم که

به نام تو نام گذاری کرده اند

اما من می گویم یک روز برای تو کم است

چون همه لحظه های بودنم با نام تو بوده است

که بی تو و بی نام تو جهان سرد و خاموش است

لحظه های بودنم را تقدیم تو می کنم

اگر همه عالم را به تو هدیه کنم کم است

چرا که مادری

و زایشگری

و با حضور تو و واسطه وجودی توست که

خدا عشق را خلق و در جهان تکثیر می کند

همیشه افسوس لحظه های را باید خورد که

بی تو گذشت

و گاهی می گذرد

سفره زندگی با دست توانای تو آراسته می گردد

جام شراب زندگی  با طعم لب های تو مرا مست می کند

بیا در رقص گیسوان پریشان شده ات

و در جام پر از عشقت

مرا مست کن از بودن

از نبودن ها

از عشق به دل مانده

تا در تو نیست شوم

ای فرشته زیبای عشق

ای محبت متجسم

تو همیشه نازکن

که من به ناز تو محتاج

و آخرین خریدار توام

دکان عاشقیت را یک جا با جانم خریدارم

«روزت مبارک»

#امیربرات_نیا

۱۶اسفند۹۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 07 March 18 ، 13:34
امیر برات نیا

یه خیابون تو شهر ما هست که وقتی می ری داخلش به اینجا می رسی. بجایی که رو بروت دیواره، گردش به راست ممنوع است و گردش به چپ هم ممنوع است، در حقیقت بن بست زندگی است.


گاهی وقت ها در زندگی آدم به یک جای غریبی مثل اینجا می رسه نه می تونه به راست بره نه می تونه به چپ بره، روبرو هم دیواره، زندگی هم که متاسفانه دنده عقب نداره تنها فضای حرکتی موجود فاصله ما با دیواره.

تنها فضا و مکان و زمانی که در اختیار داریم، بهترین کار اینه که از همین فضای باقی مانده لذت ببریم و بپذیریم گاهی باید تسلیم محض خدا باشیم.

#امیربرات_نیا

۲۴بهمن۹۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 13 February 18 ، 11:32
امیر برات نیا

همه که تنهام می زارن
من می مونم و همین دوستان قدیمی
دوستانی که هیچ وقت  تنهام نزاشتن


با خودم گاهی می گم
آیا همانقدر که من اونها را دوست دارم اونا هم منو دوست دارن؟
دیروز از صبح تا ظهر ترجمه کردم
و از ظهر تا شب خوندم
بخشی از ماجرای زندگی یکی از بزرگان ادبیات ایران محمد قزوینی را خواندم
گاهی آشنایی با زندگی این نویسندگان باعث می شه بدونی که بعضی آدم ها فقط برای عشق کار کردن و بس
و بدونی زندگی گاهی بعضی از آدم ها را آنقدر اذیت می کند که به هیچ کس نمی تونن شکایت کنن.
باور اینکه نویسنده بزرگی چون او از امکانات معمولی زندگی هم محروم بوده و قدرت خرید حتی لباس هم برای زن و بچه اش نداشته آدم را دچار شگفتی می کنه و باز فکر می کنه چرا اهالی فرهنگ و ادب در طول تاریخ رنج نداشتن هایشان را کشیده اند.
بگذریم،،، اهل کتاب قرار نیست به خیلی از چیزها آلوده بشن از جمله رفاه و ثروت،،،
#
امیربرات_نیا
۲۱ بهمن ۹۶
@AmirBaratnia

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 February 18 ، 13:17
امیر برات نیا

خدایا

با خودم عهد می بندم دیگر خیلی نزدیک نشوم.

چشم هایم از نزدیک خوب نمی بیند

تار می بینند

غیر شفاف

بخار آلود

مه گرفته

نا صاف


دیگر چشم هایم از نزدیک قادر به تشخیص نیستند.

زمانی نزدیک شدن و بودن و ماندن آرزوی آدم ها بود.

حالا باید دور بود و دور ماند.

از روی سکوی فاصله باید دید

از آن سوی سانتی مترها

نزدیک که می شوی کلیت از بین می رود و در اجزا

آن

زیبایی

آن وقار

آن مهربانی

دیگر نیست

چیزی می بینی که دوست نداری.

دور بودن به چشم و دل آدمی وسعت می بخشد

زیباتر می بینی

سالم تر می مانی

بیشتر عشق می ورزی

و در دام عشق اسیر نمی شوی.

برای رهایی باید کمی دور ماند

تا بال پرواز هر دو آزاد باشد.

#امیربرات_نیا

۱۶بهمن۹۶

@AmirBaratnia

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 05 February 18 ، 13:17
امیر برات نیا