نسیم خوش روزهای زندگی

سایت شخصی
آخرین مطالب

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلنوشته» ثبت شده است

بخشیدن دیگران
 به این معنی نیست که رفتارشان « درست » بوده، بلکه
بخشیدن دیگران به این معناست که ما قصد داریم مسیر رشد و بهبود خودمان را ادامه دهیم و متوقف نشویم.
بخشیدن دیگران تشخیص بار مسئولیت است.
بخشیدن دیگران شکل دادن زندگی مان بر اساس شرایط خودمان است، بدون اینکه مسئولیت غیر ضروری را بر عهده بگیریم.

چند روز قبل با پسرم رفته بودیم داخل شهر، در هنگام برگشت می خواستیم از بازار محله خرید کنیم. وقتی رسیدیم زیر سایه درختی در کنار خیابان خالی بود. علی ماشین را به آنجا هدایت کرد. وقتی ایستادیم، ماشین ال نودی پشت سرمان ایستاده بود و بوق می زد. اول فکر کردم با دیگران کار دارد. رسم غلط جامعه ما که حاضر نیستیم از ماشین پیاده شویم و با ایجاد آلودگی صوتی غیر ضروری باعث سلب آسایش دیگران می شویم. تعداد بوق هایش که زیاد شد گفتم شاید با ما باشد. از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت راننده.
گفتم بفرمایید: گفت: ماشین تان را بردارید. من خانه ام اینجاست و می خواهم ماشینم را پارک کنم. کمی نگاهش کردم. ادامه داد، شما می  خواهید خرید کنید و بروید.
گفتم مگه قانونه؟
با پرخاش گفت: قانون چیه ؟ اینجا جلوی خانه من است.
یکبار دیگر نگاهش کردم. انتظار داشتم بفهمد.
دیدم نگاهش و شهوت خشمش نشان می دهد که احمق تر از آن است که این موضوع را درک کند.
بخشیدمش. به علی گفتم ماشین را جابجا کند. بعد بهش گفتم خیابان متعلق به همه است نه به شما. دیدم باز حرف خودش را می زند و تکرار می کند.
با خودم گفتم برخی ها خانه که می خرند انگار خیابان و جدول و سایه درختان حاشیه خیابان هم می خرند. دیگر نه نگاهش کردم نه حرفی زدم. سه نکته را با خودم مرور کردم.
یکی اینکه تا وقتی آدم های احمقی مثل این  آدم در جامعه باشند شعله نزاع های خیابانی همیشه فروزان خواهد بود.
دوم اینکه در مواجه با آدم های احمق بهترین کار کنترل خشم و بخشیدن آنهاست چون سلامت روانی و جسمانی ما مهم تر از همه چیز است.
و سوم اینکه در کشور امارات عربی متحده یک قانونی تصویب کرده بودند برای آدم هایی که نیاز داشتند حاشیه خیابان خانه خودشان را به عنوان پارکینگ اختصاصی داشته باشند. این جور آدم ها باید سالیانه حدود یک میلیون تومان به شهرداری پول پرداخت می کردند و شماره مجوز پارکینگ اختصاصی می گرفتند. هم سایر مردم می دانستند که نباید در حاشیه منزل این گونه افراد پارک کنن و هم این آدم ها هزینه خواسته های اضافه بر سازمانشان را به شهرداری و مردم پرداخت می کردند.

#امیربرات_نیا
#ترجمه_امیر
۱۹خرداد۱۳۹۷
@AmirBaratnia
@tarjomehamir
T.me/NasimeKhRZ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 09 June 18 ، 10:13
امیر برات نیا

 ناز بانو جان
دوست دارم بنشینم روی طاقچه پنجره اتاقت
تو را
صدایت را
تصویرت را
بوی عطر گل های پیرهنت را
نفس گرم دست هایت را
و
سکوت نهفته در نگاهت را
و
جام شراب لب هایت را
لحظه ای زندگی کم.!!!
#امیربرات_نیا
۱۸اردیبهشت۱۳۹۷

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 08 May 18 ، 12:57
امیر برات نیا

عشق داشت راه خویش می رفت
و من مسافر جاده عشق بودم
به درستی راه هیچ توجهی نمی کردم
مقصد عشق بود
لذت عشق بود
پاکی عشق بود
زیبایی عشق بود
آفرینش عشق بود
ناگاه در آن دورترها معبد عشق نمایان شد
دیدم نه تنها فاصله ی زیادی بین من و معبد است
که دیدم
راهی که من می روم
بن بست عاشقی است
و معشوق دلش به دیگر سوی است و
نگاهش نگران جایی دیگر
پرده نادیده گرفتن و جنون عاشقی را
لحظه ای کنار زدم
آفتاب صداقت غروب کرد
و من مسافر معبد عشق
در تاریکی به سوی نور راهم را تغییر دادم
 

امیر برات نیا
19 اسفند 96

 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 March 18 ، 11:10
امیر برات نیا

ناز بانوی من

دکان عاشقی دارد.

من مشتری چندین ساله او هستم.

دکانش همیشه پر است از

سلام

سلام های گرم

سلام های بیاد ماندنی

سلام هایی که هر دانه سینش

پر است از سکه وجود عشق

و لام هایش پر است از لاله و سنبل

دکان عاشقی ناز بانو

صبح ها دعایش روز خوش است

و شب هایش آرامش و عشق

ناز بانو ورد کلامش

عشق و برکت است

روزها مرا را با شربت محبت پذیرایی می کند

میان وعده هایش پر است از غزل ناب عاشقی

با او که هم نشین باشی

آرامش را با جان و دل حس می کنی

ناز بانو جان

داریم کم کمک به روز ی می رسیم که

به نام تو نام گذاری کرده اند

اما من می گویم یک روز برای تو کم است

چون همه لحظه های بودنم با نام تو بوده است

که بی تو و بی نام تو جهان سرد و خاموش است

لحظه های بودنم را تقدیم تو می کنم

اگر همه عالم را به تو هدیه کنم کم است

چرا که مادری

و زایشگری

و با حضور تو و واسطه وجودی توست که

خدا عشق را خلق و در جهان تکثیر می کند

همیشه افسوس لحظه های را باید خورد که

بی تو گذشت

و گاهی می گذرد

سفره زندگی با دست توانای تو آراسته می گردد

جام شراب زندگی  با طعم لب های تو مرا مست می کند

بیا در رقص گیسوان پریشان شده ات

و در جام پر از عشقت

مرا مست کن از بودن

از نبودن ها

از عشق به دل مانده

تا در تو نیست شوم

ای فرشته زیبای عشق

ای محبت متجسم

تو همیشه نازکن

که من به ناز تو محتاج

و آخرین خریدار توام

دکان عاشقیت را یک جا با جانم خریدارم

«روزت مبارک»

#امیربرات_نیا

۱۶اسفند۹۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 07 March 18 ، 13:34
امیر برات نیا

خدایا

با خودم عهد می بندم دیگر خیلی نزدیک نشوم.

چشم هایم از نزدیک خوب نمی بیند

تار می بینند

غیر شفاف

بخار آلود

مه گرفته

نا صاف


دیگر چشم هایم از نزدیک قادر به تشخیص نیستند.

زمانی نزدیک شدن و بودن و ماندن آرزوی آدم ها بود.

حالا باید دور بود و دور ماند.

از روی سکوی فاصله باید دید

از آن سوی سانتی مترها

نزدیک که می شوی کلیت از بین می رود و در اجزا

آن

زیبایی

آن وقار

آن مهربانی

دیگر نیست

چیزی می بینی که دوست نداری.

دور بودن به چشم و دل آدمی وسعت می بخشد

زیباتر می بینی

سالم تر می مانی

بیشتر عشق می ورزی

و در دام عشق اسیر نمی شوی.

برای رهایی باید کمی دور ماند

تا بال پرواز هر دو آزاد باشد.

#امیربرات_نیا

۱۶بهمن۹۶

@AmirBaratnia

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 05 February 18 ، 13:17
امیر برات نیا

عزیزم 

چشمانت آسمان پرواز خیالات من است 

آسمان چشمانت رویای بودن و پرواز است

 

نازنینم 

آبی ترین قصه ی زندگی را می توان در  آسمان نگاهت با عشق نوشت

 

ناز من

در چشمانت نوری است که مرا می رهاند از تاریکی 

 

 ای همراز من

در چشم هایت یک بلیت بی مجوز هست

 و من تنها مرد بی قانونم

 که می خواهم تا ابد مسافر چشم هایت باشم.

 

ای مهربان 

پرواز در آسمان زیبای نگاهت آروزی است تمام نشدنی.

ای آسمانی ترین آسمان خیال من 

در خیالاتم بمان 

و در صبح زندگی هر روز طلوع کن 

تو چشم نوازی 

بی انتهایی 

و من بی انتها بودنت را دوست دارم 

امیر برات نیا ا 

۴بهمن۹۶ 

🌲🌲🌲

@NasimeKhRZ

t.me/NasimeKhRZ

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 24 January 18 ، 09:54
امیر برات نیا

گاهی می شود پشت این پنجره نشست.

آسمان را با وسعت بی کرانش تماشا کرد

و به تفکر پرداخت.

تا پخته شویم در خامی

تا بدانیم زندگی می گذرد

و هر لحظه اش رقص ابر است در باد

یا که عبور پرنده ای از جلوی چشمان مان.

گاهی باید دانست آدمی  در تفکرات خویش غرق می شود

اما به یک آگاهی دست می باید

که دیروز گذشته است

و فردا نیامده

تازه اگر بیاید هم باز نانوشته است و نادیده

فقط حال و این لحظه در اختیار ما ست.

لذت لحظه حال هم به این است

که یا با یار باشی

یا لحظه های خوش بودن را مرور کنی

و یا برنامه ای برای بودن با او بریزی.

پشت این پنجره در تاریک روشن هوا

می شود در عالم خیال

به هر کجا که دوست داشته باشی بروی

به در خانه دوست

یا به طواف کعبه دل

یا به مناجات درختان در سحرگاه نیاز

و با خود در این طواف

آرام و آهسته و پیوسته

زمزمه کنی

«من تو را دوست دارم »

من به تو می اندیشم

 ای همه مستی

ای همه هستی

ای همه عشق

ای همه سر مستی

#امیربرات_نیا

۲۴دی۹۶


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 15 January 18 ، 10:57
امیر برات نیا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 03 January 18 ، 10:27
امیر برات نیا

گل سرخ من

سلام

تو خودت یک بغل گل سرخ زیبا و خوش بویی

 

خوابیدم

در خواب های بیداریم

به تو فکر کردم

به خودم کم تر

به بودن با هم بیش تر

 

به رفتن زیر درخت انار

به رفتن لای شب بوها

به نوازش گیسوانت

وقتی شلال روی شانه هایت می گسترانی

و شانه های سفید و زیبایت

زیر آن سیاهی محض

نوری می شود

برای رسیدن به چشمه حیات


گل انار باغ وجودت

در کنار بغل گل سرخ

تلالویی سحر آلود دارد

 

تو طراوت سرخی

در سبزه زار روزگار

و من

بودنم را برای بودن با تو می خواهم،

#امیربرات_نیا

۸دی ۹۶

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 30 December 17 ، 12:02
امیر برات نیا

گاهی، وقتی در شلوغی و ازدحام روزمرگی هایم
 تنها می شوم، یک چیز آرامم می کند.
می نشینم کنج تنهایی سکوت،
 عکست را رو به دلم می گیرم.
چشمانت مرا مجذوب می کند،
 چشمانت اقیانوس بی انتهایی از بودن
 و حضورت در لحظه لحظه های نبودنت است.
با چشمان تو می روم :
 به خیالات
به سرزمین رویاهای تحقق یافته و نیافته
به هم آغوشی باد
به رقص علف ها
به سمفونی گنجشک ها
به پرواز ملودرام سارها
به پرواز
به مستی ابدی
به سیر عرفانی
به هفت شهر عشق
به عمیق ترین حس عاشقانه
چشمانت وقتی می خندند
گویی جهان می خندد
چشمانت چشمه های جوشان شراب هستی بخش نابند
#
امیربرات_نیا
۷دی ۹۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 28 December 17 ، 19:26
امیر برات نیا